
ذ ه نـَ ـش پـُـر بـود از هرزگی... فـکرَش در گــرو ش هو تــ ش بـود.. . اَز خود بیـخود میـشد وقتـی دختـــر رآ میدیــد تمــآمـِ دیـن و مذهبـ ـش بینِ پآهآیـ ـش خلآصه میـ شـد! وقتــی زبآنـ ـش هـ ــرز میرفـت رویِ بدنـ ـش بآورش دآشتی خ ریـ ت ا ز خودت بـود... خودتـ رآ خرجِ کســی کردی که،.. مغــزش رآ بآ آل ــتـ ش معآملــه کردهـ بود...
برچسب:
نویسنده: کیانوش زارعیپور